تماس با ما

به وبسایت امور عشایری استان مرکزی خوش آمدید

حمایت از کالای ایرانی

پیشینه تاریخی ایلات و اقوام

پیشینه تاریخی ایلات و اقوام استان:

2-1-1شاهسونهای بغدادی:

بخشی از ایل بزرگ شاهسون هستند سوابق تاریخی و "کلیه نوشته ها و اسناد تاریخی حاکی از آن است که به طوایف چادر نشین و ترکمانان وابسته به ترکهای غز که از گذشته های دور ،در نواحی شرق دریای خزر زندگی چادر نشینی و شبانکاری خود ادامه می دادند ."1  

  مقارن با پیدایش سلسله صفویه ، عده ای از طوایف ترک تحت عنوان قزلباش به حمایت از صفویه پرداختند و تدریجا ً نفوذ و قدرت بسیاری در دستگاه سلاطین صفوی یافتند در عصر شاه عباس نامبرده که از قدرت بسیار قزلباشها نگران شده بود تشکیلات ایلی جدیدی تحت عنوان "شاهسون " را پدید آورد و عده ای از طوایف ترک را تحت این عنوان گرد آورده و گارد سلطنتی ویژه ای را تشکیل داد. بتدریج شاهسونها بعنوان رقیبی برای قزلباشها جایگزین آنا ن شدند.2

شاهسونهای بغدادی شهرستان های ساوه و زرندیه (در زمان نادر شاه از بغداد به ساوه کوچ داده شده اند ).

شاهسون های اینانلو (به احتمال زیاد توسط نادر شاه از شیراز به ساوه کوچ داده شده اند ) .–ایل شاهسون(ایلسون) با طایفه های مستقل ونیمه مستقل. عده ازمورخین براین باورند که ایل شاهسون ازسرزمین های بالکان وطرابورزان به دیاربکرایران آمده وازآن زمان درخدمت شاهان صفوی قرارداشته اند.

درلغت نامه دهخدا درمورد وجه تسمیه شاهسون ازقول ناظم الاطباء آمده است:«شاهسون به معنی شاه پرست وشاه دوست مرکب ازشاه و سون ترکی واین نام را شاه عباس برفوجی ازسپاهیان گذارد که خاصه خود بود وبا آن ها دربهره عنایات شاهی شریک باشند. درهمان روزاولی که این حکم را نموده هزارنفردرآن داخل شدند(لغت نامه دهخدا)

اصولاً شاه عباس این ایل را برای شکستن قدرت قبایل قزلباش تشکیل داد که در برگیرنده قسمتی ازشاملوها می باشد. اینالوها عمده ترین شعبه شاهسون بودند. (هنری فیلد، مرد مشناسی ایران، ترجمه عبدالله فریاد،773)

ایل شاهسون را زمانی شاهسون بغدادی می نامیدند که درحدود 12000 خانوارشاهسون های دشت مغان به فرمان نادرشاه   افشا ربه منظورحفاظت ازسرحدات غربی ایران به آن منطقه رهسپارشدند. اما این عده درزمان حکومت زندیه وبه دستورکریم خان به شیرازمنتقل می شوند. پس ازدرگذشت کریم خان، آن ها می خواستند به موطن اصلی خود یعنی دشت مغان بازگردند اما آقا محمد قاجارمانع شد وآنان را به نواحی همدان، قزوین وساوه کوچاند. جمعیت آن ها دراوایل سلطنت رضا شاه پهلوی ، درحدود 22000 نفرودرسال 1311 شمسی حدود 7419 خانوار بوده است .

 

طایفه کوسه لر به 9 تیره تقسیم می شود که شامل:1–علی بیگلی 2- محمد بیگلی 3- علی کورلی 4- اسماعیلی5- آتا خانلی6- خداورنلی7- گچ کین علی 8- حقه جانلو9- قره بیگلو

تیره حقه جانلو به 5 زیر تیره تقسیم می شود که شامل:1- عیوضلی2-صفرلی3- قوتورلو4- آوجلی5- کرد

ایل شاسون بغدادی ازسه طایفه لک، آرخلو واینالو وتعدادی تیره وزیرتیره تشکیل شده است. (مقدمه برساخت ایل ها، افشارسیستانی ایرج، چادرنشینان وطوایف عشایری ایران)

1- شاهسون بغدادی ،پریچهر،1370.بررسی مسائل اجتماعی،اقتصادی ،سیاسی ایلشاسون ناشر:سازمان امور عشای ایران ص24و 25

2- پیشین

3- نمای طوایف شاهسونهای بغداد(نما از مرکز عشایری ایران)

2-1-2 مغانها:

گروه دیگری از عشایر استان مرکزی را مغانها تشکیل میدهند . ظاهرا مغانها نیز جزء شاهسونهای بغدادی هستند طبق اطلاعات حاصله از این عشایر شاهسوند بغدادی ناصرالدین شاه نیز عده ای از شاهسونهای مغان را از دشت مغان به این ناحیه کوچ داده است که این دسته از شاهسونها در محل بنام مغان هامعروف هستند .

2-1-3 طایفه مستقل کله کوهی:

ظاهرا ً کله کوهیها حدود 300 سال قبل از شیراز به استان مرکزی (اطراف قم و ساوه)کوچانده شده اند هدف از انتقال آنان ساربانی و نگهداری از دواب سلطنتی و شترهای دربار بوده است منطقه مسیله واقع در کنار دریاچه حوض سلطان و حد فاصل قم و تهران برای استقرار قشلاقی آنان اختصاص یافته بتدریج عده ای از آنها که مراتع میان بندشان در شمال شهرستان ساوه و مراتع ییلاقی شان ارتفاعات شمال غرب شهرستان مذکور بود در مراتع میان بند خویش باقی مانده و کلاً در استان مرکزی و قم به کوچ روی پرداختند در حال حاضر عده ای از آنها در محدوده استان تهران و عده در محدوده استان مرکزی و عده ای در استان قم زندگی می کنند حدود 70 خانوار از انها نیز بهار و تابستان را در استان مرکزی مراتع یعقوب حصاری و ازون بایر شهرستان زرندیه و زمستان درمنطقه مسیله قم می گذرانند و تعداد بیست خانوارکه زمستان در قطعه چهار زرندیه و در فصل بهار و تابستان در استان تهران زندگی می کنند ضمن آنکه تعدادی از خانوار ها از استان تهران به زرندیه کوچ می کنند .

2-1-4کرد کلهر:

کلهر یکی از ایلات استان کرمانشاه است تنها بخش اندکی از این ایل در استان مرکزی استقرار یافته اند و در میان شاهسون ها بغدادی زندگی میکنند از کم و کیف ورود این عده از کلهر ها به استان مرکزی اطلاع چندانی در دست نداریم(1)

2-1-5 سنگسری:

ایل سنگسری از ایلات استان سمنان است مرکز تجمع عمده این ایل مهدی شهر (سنگسر ) می باشد در مورد سوابق تاریخی ایل سنگسر احمد کسروی در کتاب نامهای شهرها ودیه های ایران می نویسد:

" نیز سنگسر نزدیکی سمنان را تازیکان "راس الکلب " ترجمه کرده اند که از اینجا باید گفت در آغاز اسلام این نام را سکسر یا سگسر بر زبان می رانتده اند نه سنگسر و این آبادی نیز از نشیمنهای سکاها بوده است و چون سنگسر یان زبانی ویژه خودشان دارند اگر این زبان با زبان سیستان نزدیک باشد این یقین خواهد بود که اصل نام بدان سان که تازیکان ترجمه کرده اند سگسر بوده و سنگسر تحریف شده آن نام است بنابر این

میتوان گفت که نام سنگسر از اسم قوم سکایان (سیستانیان امروزی) گرفته شده و نام ایل سنگسر نیز منسوب به این محل می باشد که در آن زندگی میکنند و ماخوذ از اسم سنکسر است "

سنکسریهای استان مرکزی بخشی از سنگسریهای فوق الذکر هستند که قسمتی از سال را در نواحی شمال شرقی شهرستان زرندیه می گذرانند .

 

 

 

 

 

" از لحاظ اصل و نسب کلهر ها ، راولینسون آنها را از باز ماندگان بنی اسرائیل می داند " 2  از ابتدای دوره سلطنت شاه طهماسب اول (1576-1524میلادی/955-903شمسی ) تاریخ نویسان سخن از کردان کلهر برده اند.

 

 

2-1-6طایفه مستقل عرب خراسانی:

  اطلاعات چندانی در دست نیست لیکن به گفته ریش سفیدان این گروه ازشهرستان طبس خراسان کوچانده شده اند و هم اکنون عده ای از آنان در شهرستان ساوه تحت نام عربها ساکن گردیده اند و تعدا اندکی در حاشیه ساوه به زندگی عشایری مشغول بوده و از مراتع ییلاقی زرآب و بز کش ، و گرک دره استفاده مینمایند

1- سازمان برنامه و بودجه استان مرکزی ، مروری بر شناخت عشایر استان مرکزی 1363 ص 1

2-   افشار سیستانی ، ایرج ، مقدمه ای برشناخت طوایف و عشایر ایران

2-1-7 زند راوه ای:

این گروه در شهرستان دلیجان حاشیه روستای راوه را به عنوان قشلاق و مراتع سرخ آب در 15 کیلومتر ی کنار جاده اراک سلفچگان (ابراهیم آباد) در فصل بهار و تابستان بعنوان ییلاق از آن بهره می برند .

ایل زند یکی ازایل ه-ای اصلی ایران است که با اندک تفاوتی دارای گویشی به زبان اصلی ایران

می­باشد. ایل زند درابتدا دریورت (چراگاه ایلات وعشایر) قدیم خود ملایرودرمحلی موسوم به (پری) مقام داشته وهرگزسربه اطاعت نیروهای عثمانی وافغان فرود نیاورده است.

اصولاً ایل زند به سه دسته کلی تقسیم شده است:

دسته اول موسوم به زند(بلکه) دسته دوم موسوم به زند (هزاره) دسته سوم به زند (فراجی)

درمجله یادگارآمده است ایل زند به سرداری محمد کریم خان ازسال 1163 هـ. ق داخل مبارزه سیاسی شدند ودرسال 1172 هـ. ق بدون مخالفت ،فرمانروای تمامی ایران شدند.

با مرگ کریم خان زند در13 صفر1193 هـ. ق بازماندگان وخوانین زند درستیزخونینی با یکدیگرباعث انهدام ایل زند گردیدند وراه را برای به قدرت رسیدن آقا محمد قاجارهموارنمودند وی درابتدا بسیاری ازافراد زند را به اطراف قم تبعید نمود وآن ها ازآن زمان تا کنون دراطراف شهرستان قم به نام لک ها ویا زندها هم چنان به صورت نیمه کوچ رو یا اسکان یافته وگاه با حفظ ویژگی های نظام عشایری دراطراف شهرستان قم، ملایر، فراهان، اراک، روانج، قلعه چم، نیزار، مجدآباد، حصارسپرخ، خرم آباد، حاجی آباد، حسین آباد ونارج پراکنده گردیده اند. نظام اقتصادی واجتماعی این ایل دستخوش تحول وگسستگی شده است وهنوزبرخی ازتیره های این ایل به طورپراکنده ویژگی های ایلی را حفظ کرده وازحافظان دامپروری سنتی این مرزوبوم می باشند. جابجایی این ایل ازاوایل بهارآغاز وتا اوایل پاییزبه طول می انجامد و برد آن تا چند صد کیلومتراست.

سازمان بندی ایل زند:ازایل زند درحوزه استان مرکزی فقط هفت تیرهٔ مستقل باقی مانده است.

1- تیره مرشوند 2- تیره آروند 3- تیره امامقلی وند 4- تیره سعادتمند5- عبدالملکی 6- تیره گایین 7- تیره زکی وصفی.

که ازاین میان تیره آروند با هشت خانوارباقی مانده آن به شرح زیراست:

1-چراغعلی 2- حاج نجفی 3- حسینخانی 4- حاج صمدی 5- عباسی 6- حاجی رضایی 7- شهبازی

هم چنین تیره مرشوند ازدو زیرتیره اکبربیگی وسعادتمند تشکیل شده که اولی درده نمک اراک نزدیک داود آباد ودومی دراطراف یافت آباد به صورت خوشنشین به سرمی برند. حدود 90% در صد عشایر استان در شهرستان های ساوه و زرندیه استقرار دارند و 10% در شهرستانهای خمین و دلیجان استقرار دارند به همین علت مرکزیت اداره امور عشایر استان مرکزی در شهرستان ساوه می باشد.